لینک متنی

به سایت مجمع المداحین شیراز خوش آمدید

مقتل حضرت علی اکبر(ع) با ذکر سند
مقتل حضرت  علی اکبر(ع) با ذکر سند

 مقتل حضرت علی اکبر(ع)

 

 

نام : علي (ع) لقب : اكبر (مقاتل الطالبين و ابي مخنف و...) كنيه :ابالحسن
چنانچه در زيارات آمده و امام صادق(ع) به ابو حمزه ثمالي فرمودند: پس صورت خود را بر قبر علي بگذار و
سه مرتبه بگو : صلي الله عليك يا ابالحسن(ع)
نام پدر : حسين بن علي بن ابيطالب
نام مادر : ليلا دختر ابي مرة بن مسعودثقفي (الارشاد جلد دوم)
نام مادر ليلا ميمونه دختر ابوسفيان بن حرب بوده است
تاريخ ولادت : بنابر سند معتبر درسال سي وسه هجري قمري در مدينه و بنا به روايات يازدهم شعبان
و دو سال قبل از كشته شدن عثمان (منتهي الامال ، مقاتل الطالبين)
مدت عمر : بيست و هفت سال و اندي (از هجده تا بيست و هشت سال نيز نوشته اند)
وي از امام سجاد بزرگتر ميباشد زيرا امام سجاد(ع) در كربلا بيست و سه سال داشته اند
(طبق كتب معتبره و به نقل از مقاتل الطالبين ، تاريخ طبري ،)
همانگونه كه ابن زياد در زمان ورود اسرا به كوفه نام امام سجاد(ع)راسوال كرد و حضرت فرمود:
من علي بن الحسين هستم ابن زياد گفت : مگر خدا علي بن الحسين را نكشت حضرت فرمودند:
من برادر بزرگتري داشتم بنام علي اكبر كه شما او را در كربلا كشتيد و من علي اوسط هستم
(مقتل ابن مقرم)
تاريخ شهادت : روز دهم محرم(عاشورا) سال شصت و يك هجري قمري در كربلا
قاتل : مره بن منقذ بن نعمان عبدي محل دفن : پايين پاي امام حسين (ع) در كربلا
از نظر قومي علي اكبر (ع) از طايفه هايي چون بني هاشم از جهت پدر و از طايفه ثقيف و اميه
از جهت مادري بوده و بر اين احوال معاويه دايي و يزيد پسر دايي ليلا محسوب ميگردد .
صفحه دوم مقتل علي اكبر(ع)
ليلا و مختار بن ابي عبيد ثقفي (منتقم قتله كربلا ) عموزاده مي باشند .
حضور مادر علي اكبر (ع) در كربلا تحريف و به جزرباب هيچيك از همسران امام حسين(ع) در كربلا
حضور نداشته اند و ليلا قبل از واقعه كربلا وفات نموده است
( متنهي الامال و نفس المهموم ، ابن مقرم ، حماسه حسيني (شهيدمطهري)
از امام رضا (ع) نقل شده كه علي اكبر كنيزي را به همسري برگزيده بود (اصول كافي ج پنجم)
بنابر بعضي از روايات صاحب اولاد نيز بوده است اما نامي از فرزندان ذكر نشده است
اگر نگاهي به سن آن بزرگواركنيم پس به طورحتم ازدواج كرده است و ايشان تارك سنت جد خود
نبوده اند و همچنين باتوجه به زيارتنامه هاي حضرت به نظر ميرسد كه ايشان داراي اهل وعيال
بوده اند . زيارتنامه ايشان اينگونه است :
صلي الله عليك وعلي عترتك و اهل بيتك و آبائك و ابنا ئك (كامل الزيارات)
همچنين سفارش امام صادق(ع) به ابوحمزه ثمالي كه فرمود : چون به قبر حضرت رسيدي :
ضع خدك علي قبر ! وقل : صلي علي عليك يا ابالحسن
كه باتوجه به اين فراز ، ايشان فرزندي بنام حسن داشته است . اما نسل امام حسين(ع) تنها از طريق
امام چهارم حضرت سجاد(ع) ادامه پيدا كرده است .
درتاريخ يعقوبي ، اربلي در كشف الغمه و ديگر مقاتل نسل امام حسين(ع) را از امام سجاد دانسته اند
ابوالفرج اصفهاني از مغيره روايت ميكند كه روزي معاويه از اطرافيان خود پرسيد بنظر شما چه كسي
براي خلافت بر مسلمين سزاوار تر است اطرافيان همه گفتند : از تو سزاوار تر كسي نيست .
معاويه گفت : چنين نيست بلكه علي اكبر(ع) فرزندحسين سزاوارتر است زيرا جدش رسول خدا
ميباشد و به شجاعت بني هاشم(ع) ، سخاوت بني اميه و در فخر و فخامت از طايفه ثقيف وارث است
صفحه سوم مقتل علي اكبر(ع)
به شهادت و اقرار امام حسين(ع) علي اكبرآئينه تمام نماي ظاهر و باطن رسول خدا و شبيه ترين مردم
به رسول الله بوده است .( . لهوف و ابصار العين و بسياري از مقاتل )
در تاريخ الفتوح و مقتل خوارزمي و مناقب ابن شهر آشوب و لهوف نوشته شده است :
امام حسين(ع) به خدا عرض كرد : خدايا شاهد باش كه همانا جواني به سوي اين قوم ميرود كه از
همه مردم از نظر اندام و اخلاق و گفتار به پيامبرت شبيه تر است
در امالي صدوق نيز از امام سجاد(ع) روايت شده كه فرمودند :
علي اكبر شبيه ترين مردم در صورت وسيرت به پيامبر(ص) بود
كاروان كربلا از مسير مكه به عراق از مناطقي چون : تنعيم ، صفاح ، ذات عرق ، حزيمه ، زرود ، حاجز
ذوحسم ، ثعلبيه ، شقوق ، زباله ، بطن العقبه ، شراف ، بيضه ، رهيمه ، قادسيه ، عذيب وقصر بني مقاتل
عبور نموده اند تا به روستاهاي كربلا و خودكربلا رسيدند در هنگام شب ناگاه امام جوانانش رافرا خواند
و از قصر بني مقاتل به طرف كربلا حركت داد
زمزمه آرام امام درحالي كه كلمات ((انالله وانااليه راجعون)) (استرجاع) و((الحمدالله رب العالمين))
را تكرار ميفرمود بگوش ميرسيداين عبارت بيانگر واپسين روزهاي عمر امام بود
علي اكبر از پدر علت انتخاب آن جملات را سوال كرد گفت وگوي امام و علي اكبر بيانگر ديدگاه اكبر
بوده است امام فرمود : پسرم در خواب بودم كه شنيدم سواري ميگويد اين قوم حركت ميكند و
مرگ آنها را تعقيب مينمايد از اين گفتار فهميدم كه مرگ ما فرا خواهد رسيد علي اكبر عرض كرد:
پدر جان خداوند برشما بدي نبيند مگر ما بر حق نيستيم ؟ امام فرمود : آري به حق آن كسيكه
همه بندگان به سوي او باز ميگردند .
باشنيدن اين كلام علي اكبر گفت : اي پدر در هنگامي كه بر حق استوار باشيم از مرگ ابائي ندارم
صفحه چهارم مقتل علي اكبر(ع)
امام در حق علي اكبر دعاي خير فرمود : خداوند بهترين اجر و پاداش فرزندي را كه از جانب پدر به
فرزند خويش ميرسد به تو عنايت فرمايد . (تاريخ الامم و الملوک، ج 5، ص 408 – 407؛ ابصارالعين، ص 51)
دركتاب امالي صدوق آمده است :
امام سجاد(ع) فرمود : وقتي حر بن يزيد رياحي هنگام ظهربا سپاهش در منطقه رهيمه رسيد پدرم ،
علي اكبرش را فرمود تا اذان و اقامه گفت و امام حسين (ع) براي هر دو گروه نماز جماعت خواند.
و نيز در شب عاشورا به فرموده امام سجاد(ع) در همان كتاب آمده است شب عاشورا امام امر كرد
گودالي كوچك شبيه خندق حفر كنند و پسرش علي اكبر را با سي سوار و بيست پياده فرستاد
تا آب بياورند و با مشك هاي پر از آب به سوي خيام بازگشتند
اولين كسي كه از بني هاشم (ع) به ميدان رفت علي اكبر(ع) ميباشد ودرزيارت شهداي معروفه آمده:
((السلام عليك يا اول قتيل من نسل خير سليل))
اكثر مورخين ميگويند بعد از كشته شدن اصحاب ، اولين نفر از بني هاشم علي اكبر بود كه به ميدان
رفت چنانكه در : لهوف، مثير الاحزان ، مقتل ابي مخنف ، ارشاد مفيد ، تاريخ طبري نيزآمده است
از جمله مطالبي كه در باب مقاتل با هم اتفاق دارند اين است كه وقتي علي اكبر(ع) ازپدر اجازه ميدان
رفتن خواست امام لحظه اي درنگ نكرد وعلي اكبر(ع) رامهيا ساخت سلاح جنگ و رزم بر او پوشانيد
كمربند چرمي كه از اميرالمومنين(ع) به يادگار مانده بود بر كمرش بست ومركب وي را كه مركب
وي‍ژه اي بود براي وي مهيا نمود ( لهوف سيد ابن طاووس ، مقتل مقرم ، مقتل شوشتري)
در كتاب الفتوح آمده است علي اكبر(ع) پس از گرفتن اجازه از پدر به طرف ميدان ميرفت و امام (ع) با چشماني پراز
اشك فرزندش را همراهي ميكرد

 

صفحه پنجم مقتل علي اكبر(ع)
عظمت و مصيبت علي اكبر(ع) از نفرين سيد الشهدا (ع) مشخص ميشود(لهوف ، مقتل شوشتري و مقرم )
باوجوديكه پيامبران و امامان زود نفرين نميكردند اما وقتيكه علي اكبر(ع) مهياي ميدان رفتن شد
حضرت دستانش را به سوي آسمان بلند كرد و فرمود :
«اللهم اشهد علي هؤلاء فقد برز اليهم اشبه النّاس برسولک محمّد خَلقاً و خُلقاً و منطقا
پروردگارا! تو را بر اين قوم شاهد مي‌گيرم، در برابر اينها شخصي به رزم آمده که او شبيه‌ترين مردم در
خلقت ظاهري و اخلاق باطني و گفتار به رسول تو – محمد صلي الله عليه و آله – است
(بحارالانوار از علامه مجلسي ، مسير الاحزان ، الفتوح )
ديگر اين که فرمود:
«و کُنّا اِذا اشتقنا الي رُؤيةِ نَبيّکِ نَظرنا اِليهِ ؛ آري (پروردگارا) هرگاه ما شيفته ديار (جمال) پيامبر تو
بوديم ، به او (علي اکبر) نظر مي‌انداختيم . (مسير الاحزان ، مقتل خوارزمي ج دوم ، همين عبارت باكمي اختلاف در لهوف نيز آمده است)
همچنين امام فرمود:
خداوندا برکات زمين را از آنها منع کن و بين آنها تفرقه بينداز، و جدا کن درفرقه‌هاي مختلف قرارشان
ده،(همان مقاتل) هرگز واليان و سردمداران را از آنان خشنود مساز، در واقع آنها ما را دعوت کردند تا
ياري کنند، سپس با ما دشمني کردند و به جنگ ما در آمدند
علي اکبر با همگان وداع کرد. در اين هنگام اهل حرم و همه بستگان، دور تا دور او را گرفته مي‌گفتند:
«اِرحَم غُربَتَنا لا طاقَةَ لَنا عَلي فِراقِکَ؛ به غربت ما رحم کن ، ما تحمل و فراق و دوري تو را نداريم
امام حسين رو به اهلبيت كرد و فرمود : رهايش كنيد اكبر من غرق در نور خداست
آخرالامر به خدمت پدر بزرگوار رسيد و اجازه ميدان خواست و بر اسبي که «لاحق» ناميده ميشد
صفحه ششم مقتل علي اكبر(ع)
سوار شد و به سوي ميدان حركت نمود
(مقتل الحسين ابن مقرم البته لهوف و ابصارالعين آن را ذوالجناح نيز ناميده اند)
در سخن امام حسين(عليه السلام) تنها سيماي زيباي علي اکبر مورد توجه نيست؛ بلکه اخلاق و گفتار او که از همه شبيه‌تر به رسول گرامي بود،
مدنظر است سخن امام، نوعي شهادت به عصمت علي اکبر نيز هست. امتياز هر انساني بسته به کمالات ظاهري و باطني
درجه پيشرفت انسان در رفتار، گفتار، منطق و اخلاق او معرف نزديک بودن او به خداي تعالي است. امام فرزند خود را شبيه‌ترين خلق خدا به رسول خدا که والاترين مخلوق خداوند است، معرفي کرد
سپس امام (ع) در حاليكه نگاه مأيوسانه به علي اكبر ميكرد چشمان خودرا به زير انداخت و گريست
باورود علي اكبر به ميدان نبرد برخي از پير مردهاي سپاه عمر سعد كه پيغمبر را ديده و درك كرده
بودند گفتند : الله اكبر پيامبر به ميدان آمده است ما با پيامبر كه جنگ نداريم اما وقتيكه علي اكبر(ع)
شروع به معرفي كرد فهميدند كه او فرزند حسين(ع) است .
مردي فرياد برآورد: «اي علي! تو با اميرالمؤمنين (يزيد) نسبت خويشاوندي داري و ما قصد ملاحظه و
مراعات حال خويشان او را داريم، اگر بخواهيد شما را امان مي‌دهيم.» آن حضرت در پاسخ فرمود:
«اِنَّ قَرابَةَ رَسولِ اللهِ اَحَقُّ اَنْ تُرعي-مرآعات خويشاوندي رسول خدا به حقيقت نزديک‌تر است (ابن عثاكر)
پس از آن که علي اکبر (عليه السلام) امان‌نامه سپاه ابن سعد را با بي‌اعتنايي رد کرد، حملات پي در پي
خود به آن قوم را با اين شعار آغاز کرد
«انا علي بن الحسين بن عليّ نحن و بيت الله اولي بالنّبي
تالله لايحکم فينا ابن الدّعي اضرب بالسّيف اُحامي عن ابي
(مقتل الحسين ابن مقرم و الارشادجلد دوم) ضرب غلامٍ هاشميٍّ قرشي
صفحه هفتم مقتل علي اكبر(ع)
من علي فرزند حسين، فرزند علي هستم، به خانه خدا (کعبه) قسم، ما به پيامبر سزاوارتريم؛ سوگند به
خداوند اين بدكار(ابن زياد) نمي‌تواند بر ما حکم براند، با شمشير شما را مي‌کشم و از پدرم حمايت
مي‌کنم؛ آن هم شمشير زدن جواني از تبار هاشم و قريش
امام حسين(ع) نظاره‌گر حماسه‌سازي علي اکبر بود که ناگاه منقلب شد و اشک از چشمان مبارکش
سرازير شد. (مسيرالاحزان) امام فرياد برآورد: «يابن سعد، قطع الله رحمک کما قطعت رحمي و لم تحفظني
في رسول الله (صلي الله عليه و آله)( ابصار العين )؛ اي ابن سعد! خداوند نسل تو را قطع کند، همانگونه که
تو نسل مرا قطع کردي و خويشاوندي مرا با رسول الله (صلي الله عليه و آله) مراعات نکردي،
خداوند کسي را بر تو مسلط کند تا سرت را در بسترت از تن جدا سازد.
( منتهي الامال جلد اول و مقتل الحسين خوارزمي) (منظورقيام مختار ثقفي ميباشد)
علي اكبر(ع) دو جهاد داشته است در حمله اول نخست گاه به سوي ميدان آمد مبارز طلبيد اما
كسي جرات مقابله نداشت علي به يسار ويمين (چپ و راست) لشكر حمله كرد وتعداد زيادي از
دشمن را به هلاكت رسانيد (. لهوف ، منتهي الامال شيخ عباس قمي و ارشاد مفيد)
تشنگي بر او غلبه كرد و براي تجديد قوا به سوي پدر بازگشت
تا از ديدار آنحضرت بهره اي گيرد و از تشنگي خود پدر را با خبر سازد به خدمت امام(ع) آمد و
فرمود : اي پدر تشنگي مرا كشت و سنگيني اسلحه آهنين مرا به ثعب افكند آيا راهي به سوي
حصول شربتي از آب هست ؟ (. لهوف ، منتهي الامال شيخ عباس قمي و ارشاد مفيد)
امام به گريه افتاد و فرمود : زبانت را بياور سپس زبان در دهان علي گذاشت ممكن است حضرت
با اينكار مي خواستند به علي بفهمانند كه پسرم بابايت نيز تشنه است ولبهايش خشكيده
صفحه هشتم مقتل علي اكبر(ع)
نگين انگشترش را در دهان علي گذاشت و فرمود : به زودي رسول خدا را ملاقات ميكني و او
تو را سيراب خواهد نمود كه بعد از آن هرگز تشنگي نباشد (مقتل الحسين خوارزمي جلد دوم ، همين
عبارت باقدري اختلاف در لهوف نيز آمده است)
امام جان‌نثاري و گذشت علي در راه ولايت را بي پاداش ننهاد و زبان در دهان او نهاد. اين بدان سبب بود
که علي از شيره جان مقام ولايت بنوشد تا از علم الهي آن ولي خدا بهره‌مند شود؛ در گذشته پيامبر
اکرم (صلي الله عليه و آله) زبان در دهان امام علي عليه السلام نهاد و اميرمؤمنان عليه السلام فرمود:
«هزار باب علم بر من گشوده شد که از هر بابي، هزار باب ديگر را يکجا دريافت کردم»
(رسائل المرتضي جلد يك ، بحارالانوار جلد14 ) ترديدي نيست که علم الهي(لدني) با علوم رسمي فرق دارد و راه
دستيابي به آن بسته به خواست اولياي الهي است
سيد ابن طاووس آورده است كه امام حسين (ع) گريست و فرمود :
افسوس از همراهي پسرم به زودي جدت محمد(ص) را ملاقات ميكني و او تورا سيراب مينمايد
علي خوشحال و خرسند به سوي ميدان بازگشت و براي بار دوم به جهاد پرداخت گرد و غبار همه جا
را فرا گرفته بود مردم درمانده شده بودند آيا علي مرتضي(ع) نيست كه بار ديگر به ميدان آمده است
تعداد كشتگان كوفه لحظه به لحظه بيشتر ميشد
اهل كوفه چندان در قتل علي اكبر(ع) رغبت از خود نشان نمي دادند (الارشاد جلد دوم )
درمناقب ابن شهر آشوب ، الفتوح و مقتل الحسين خوارزمي اينگونه آورده اند كه اين رجز را ميخواند:
جنگ است كه قطعا حقيقت ها را معلوم ميكند جنگ جوهر مردان را آشكار ميسازد و بعد از جنگ
درستي ها آشكار ميشود قسم به خداي عرش از شما جدا نميشوم تا اينكه شمشير در نيام غلاف
رود .
صفحه نهم مقتل علي اكبر(ع)
مُرّةُ بن مُنقذ عبدي گفت : گناهان عرب به گردن من باشد اگر پدرش را به عزاي او ننشانم شمشيري
بر فرق علي اكبر زد (تاريخ الامم و الملوك جلد پنج ، ابي مخنف ، )
علي دست به يال اسب خويش انداخت تا او را از معركه بيرون كشد خون جلو چشمان اسب را گرفت
و به اشتباه به قلب دشمن زد از هر طرف بر بدن او تاختند محاصره اش كردند وآنقدر شمشير بر بدن
او زدند كه بدن قطعه قطعه شد(( فقطعوه بسيوفهم اربا اربا)) دشمنان با شمشيرهاي خود بدن نازنينش
را پاره پاره كردند(مقتل مقرم ، منتهي الامال و اعيان الشيعه جلد 1 ، مقتل ابي مخنف)
) هنوز رمقي در تن داشت که فرياد برآورد: «يا أبتاه! عليک منّي السّلام هذا جدي رسول الله يقرئک
السلام و يقول: عجّل القدوم إلينا و شهق شهقةً فارق الدنيا ؛ اي پدر! سلام بر تو باد، اين جدم رسول
خداست، او به جامي لبريز مرا سيراب کرد، او همي گويد: به سوي ما شتاب کن، و سپس نفسي کشيد
و به ديدار باقي شتافت ( لهوف ، بحارالانوار ج 45 ، ارشاد شيخ مفيد و.....)
از خيمه گاه تا مقتل علي اكبر(ع) فاصله زيادي است اباعبدالله(ع) با مركب به سوي نعش پسرخود
شتافت و دشمن را پراكنده ساخت و از مركب به روي زمين افتاد وبلند بلند گريه ميكرد بدن قطعه
شده‌ي علي، چنان امام را متأثر ساخت که آن قوم را نفرين کرد:
«قتل الله قوماً قتلوک ؛ خداوند بکشد قومي که تو را کشت(لهوف ، مقاتل الطالبين و الارشاد)
سپس فرمود: «يا بنيّ ما اجراهم علي الرّحمن و علي انتهاک حرمة الرّسول؛ اي پسرم! اينها نسبت
به خدا چه گستاخ و بي شرم‌اند و هتک حريم رسول خدا مي‌کنند
در آن حال اشک از چشمان مبارک امام سرازير شد و فرمود:
«علي الدّنيا بعدک العفا؛ پس از تو اي پسرم! افّ بر اين دنيا باد.» (لهوف) و نيز فرمود:
صفحه دهم مقتل علي اكبر(ع)
«يعزّ علي جدّک و ابيک ان تدعوهم فلا يجيبوک، تستغيث بهم فلا يغيثوک؛ بر جد و پدرت گران است
که تو آنها را بخواني، ولي آنها تو را پاسخ نگويند، و به آنها پناه بري ولي پناهي ندهند.»(ابن مقرم)
صداي گريه و ناله اباعبدالله(ع) بربالين علي چنان دردناك بود كه نقل شده صداي گريه حسين (ع) را
به اين بلندي كسي نشنيده بود اما لشكر شروع به هلهله كردند و پاي كوبي ميكردند و كف ميزدند
سپس امام مشتي از خون پاک علي را بر گرفت و به طرف آسمان پاشيد قطره اي از آن خون به زمين
بازنگشت (مقتل الحسين ابن مقرم)
در زيارت صحيح السندي که امام صادق (عليه السلام) به ابوحمزه ثمالي آموخته‌اند،
اينگونه آمده است :
بِابي انتَ و امّي من مذبوح و مقتولٍ من غير جرم، و بابي انت و امّي دمک المرتقي به الي حبيب الله، بالبي
انت و امّي من مقدّمٍ بين يدي ابيک يحتسبک و يبکي عليک، محرقاً عليک قلبه، يرفع دمک بکفّه الي
عنان السّماء لا ترجع منه قطرةٌ، و لا تسکن عليک من ابيک زفرةٌ(كامل الزيارات)
پدر و مادرم فداي آن سر ببريده که بدون هيچ جرم و گناه کشته شد. پدر و مادرم فداي خون بالا رونده
تو، به سوي حبيب خدا، پدر و مادرم به فداي تو، اي کسي که از پدرت پيشي گرفتي در حالي که او تو را
به شمار آورد و بر تو بگريست. دل او به سبب مصيبت تو آتش گرفت و خونت را به آسمان مي‌پاشيد، به
گونه‌اي که قطره‌اي از آن بازنگشت، و آه پدرت بر مصيبت تو هرگز آرام نگرفت
علي علي الدنيا بعدك العفا (اي فرزندم بعد از تو خاك بر سردنيا و زندگاني باد) (لهوف سيدبن طاووس)
امام حسين (ع) نعش علي را در آغوش گرفت و آرام نشد سر علي را به سينه چسبانيد و ميگريست
به طوري كه برخي از سپاه دشمن نيز از شدت گريه امام به گريه افتادند
صفحه يازدهم مقتل علي اكبر(ع)
ابي عبدالله (ع) خود را به روي نعش علي انداخت وصورت روي صورت علي نهاد(گونه روي گونه)
همه گفتند حسين روي جنازه علي جان سپرده است صداي هلهله و شادي دشمن بلند شد
بعد از دقايقي حضرت سر از روي نعش علي برداشت و رو به سمت خيام كرد وفرمود :
جوانان بني هاشم بياييد و جنازه برادرتان رو به سوي خيمه ها ببريد
اِحمِلوا اخاکم؛ برادرتان را حمل کنيد» آنها همه رفتند تا بدن مبارک علي را آورده، در برابر خيمه‌هايي که
محل رزم آنها بود بگذارند
(ارشاد شيخ مفيد ، لهوف ، بحارالانوار ج45 ، منتهي الامال ، ابي مخنف ، مقتل شوشتري ، معالي السبطين ، حلية الزائرين)
پس از آن بانوان خانه وحي از خيمه‌ها بيرون دويدند و نظاره کردند که چگونه علي بر روي دست جوانان،
در حالي که به خون آغشته بود، و بر اثر شمشير و نيزه قطعه قطعه شده بود، به سوي خيمه‌گاه حمل
مي‌شود. همه با دل‌هاي سوخته و گيسوان افشان و ناله‌هايي که تا ملکوت مي‌رفت به استقبال او آمده
بودند
پيشاپيش همه عقيله بني هاشم زينب کبري (عليهاالسلام) قرار داشت. او فريادزنان و ناله‌کنان جلو
آمده فرياد مي‌زد:
«يا اخاه! يا اخاه؛ واي برادرم! واي برادرم!» او آمد و خود را بر نعش علي انداخت. امام به سوي خواهر آمد،
دست او را گرفت و به خيمه‌گاه روانه کرد
شيخ جعفر شوشتري مينويسد : ابي عبدالله(ع) در مصيبت علي اكبر سه مرتبه به حالت احتضارمشرف
به مرگ شد اول : وقتي ديد اكبر آماده ميدان رفتن شد
دوم وقتيكه علي اكبر برگشت واز پدر طلب آب نمود واو را به سينه گرفت و از شدت غصه واندوه كه
صفحه دوازدهم مقتل علي اكبر(ع)
نتوانست آب براي او مهيا سازد و از اينكه ميداند پسرش به شهادت ميرسد
سوم : وقتي علي اكبر از اسب به زمين افتاد و پدر را صدا زد حضرت سكينه (س)ميفرمايد :
وقتي صداي اكبر راشنيد من پدرم را ديدم كه مشرف به مرگ شده است
به نقل از ابن قولويه : امام صادق(ع) فرمود هرگاه خواستي به سوي قبر جد غريبم امام حسين(ع)
بروي روزهاي چهارشنبه ، پنج شنبه و جمعه را روزه بگير تا آنجا كه فرمود :
سپس به طرف قبر علي ابن الحسين (ع) برو كه پايين پاي جدم حسين است چون آنجا ايستادي بگو:
سلام و رحمت وبركات خداوند بر تو اي پسر پيامبر و جانشين پيامبر و رحمت و بركات الهي چند برابر
بر تو باد (كامل الزيارات حديث بيست وسوم)
در شعارهاي حماسي علي اکبر، نکاتي چند نهفته است
او نخست خود را معرفي فرموده است؛
پيوند با پيامبر را بر خود اولي ديده تا پاسخي به امان آورندگان باشد؛
آن بدكاره (ابن زياد) را زشت شمرده است؛
اعلام مي‌کند که هرگز تحت فرمان ابن زياد نخواهد رفت؛
اعلام مي‌کند که با ابن زياد جنگ و جهاد خواهد کرد؛
اعلام مي‌کند که از پدرش حمايت خواهد کرد؛
فخر خود را انتساب به پيامبر، قبيله بني‌هاشم و قريش دانسته تا حساب خود را از بني‌اميه جدا سازد
علي اکبر (عليه‌السلام) پس از ديدار با امام، براي حمله دوم وارد رزمگاه شده و اينگونه شعار حماسي
خود را فراخواند:
صفحه سيزدهم مقتل علي اكبر(ع)
«الحرب قد بانت لها الحقائق و ظهرت من بعدها مصادق
(مقتل خوارزمي) والله ربّ العرش لا نفارق جموعکم او تغمد البوارق؛
در اين جنگ، حقايق و تعصبات جاهلي آشکارا شد، و پس از آن افراد صادق، شناخته شدند؛ به خدا –
پروردگار عرش - سوگند، شما را رها نکنيم تا شمشيرها در نيام شوند
علامه مجلسي نقل ميكند درعالم خواب به محضر اباعبدالله (ع) مشرف شدم و ديدم زخم هاي بيشماري
بر بدن دارند عرض كردم آقا جان آيا اين زخم ها مرحمي هم دارند حضرت فرمودند :
عزاداري شيعيان ، علامه ميگويد ده شب در منزل روضه به پا كردم عزاداران و سينه زنان مي آمدند
و مجلس زيبايي برگزار ميشد بعد از دهه دوباره حضرت را در عالم خواب ديدم مشاهده كردم كه همه
زخم ها خوب شده اند به جز دو زخم يكي بر سينه و ديگري زخمي كه بر كمر آقا بود
سوال كردم آقا جان اين دو زخم چيست و مرحم آنها چه چيزاست ؟
حضرت فرمودند : اين دو زخم مرحمي ندارند زخم سينه ام داغ علي اكبرم و زخم كمرم داغ برادرم عباس
است

 

منظور از السلام علي الحسين در زيارت عاشورا سلام به علي اكبر(ع) ميباشد
گردآوري : كربلايي حجت زارعي و مجتبي خداترس
مجمع المداحين شيرازwww.madahinshiraz.ir

 

تصـاویـر مرتبط
نـــویسـنــده : مجتبی - گروه عمومی
تعداد بازدید این مطلب :
,
لطفاً نظرات خود را از طریق فرم زیر ثبت نمایید
نام ونام خانوادگی : پست الکترونیک :
موضوع نظر : وب سایت :
خودسیانی 1394/7/29 - 2:38
+ 0
0 -

سلام و درود . خدای متعال شما را عوض خیر عطا بفرماید .

 حق یارتان

آمار بازدید : بازدید امروز : 242 بازدید دیروز : 390 بازدید کل : 765495 مطالب سایت : 162
اخبار سایت پیوند ها